از کراپ تا پردیس؛ و حالا شهید شیری، سه روایت از فوتسال قزوین
فوتسال قزوین در سالهای اخیر فقط شاهد تغییر تیمها نبوده؛ بلکه سه مدل متفاوت از مدیریت، سرمایهگذاری و نگاه به تیمداری را تجربه کرده است.
روزی کراپ الوند با مدیریت مالی و استراتژیک برادران نخباف و با حضور ستارههای بزرگ فوتسال ایران و حتی چهرههای مطرح آسیایی، تبدیل به یکی از نامهای مهم فوتسال استان شد؛ تیمی که با سرمایهگذاری جدی، برای حضور در بالاترین سطح رقابت میکرد و نام قزوین را در فوتسال کشور پررنگتر کرد.
بعد از آن، پردیس با مدل دیگری وارد میدان شد؛ مدلی که با مدیریت مهندس یزدانیفرد و حمایت مالی استانداری و منابع مرتبط با مالیات بر ارزش افزوده شکل گرفت. اینجا دیگر نسخه کراپ تکرار نشد؛ اما همچنان امکان ساخت یک تیم رقابتی با پشتوانه مالی وجود داشت.
و امروز، شهید شیری با یک واقعیت متفاوت روبهروست؛ تیمی جوان، با منابع مالی بسیار محدود و کادری که باید با کمترین امکانات، بیشترین ظرفیت را از بازیکنانش استخراج کند.
شاید مقایسه این سه دوره فقط از زاویه نتیجه و جدول، چندان منصفانه نباشد. وقتی یک تیم ستارههای ملی و آسیایی در اختیار دارد، با تیمی که بخش مهمی از سرمایهاش را روی جوانها و بازیکنان بومی گذاشته، شرایط یکسانی ندارد.
شهید شیری اگر قرار است مسیر خودش را پیدا کند، باید با واقعیت خودش سنجیده شود؛ نه با کراپِ پرستاره و نه با تیمهایی که پشتوانه مالی چندبرابری دارند.
اینجا شاید سؤال اصلی این نباشد که «چرا شهید شیری مثل کراپ نیست؟»
سؤال مهمتر این است:
آیا میشود از دل همین تیم جوان، با همین محدودیتها، نسل تازهای برای فوتسال قزوین ساخت؟
اگر پاسخ مثبت باشد، شاید ارزش واقعی این تیم نه در خرید ستاره، بلکه در ساختن ستارههای آینده باشد.